تبليغاتX
شکوفه های عطش
هنوز شبهای شعر من بی فروغ نیست.
 بهداشت

نوشیدن قهوه در پیشگیری از اسپاسم مخاطره آمیز پلك و جلوگیری از نابینایی موثر است

 

به گزارش ایران-ایران به نفل از ایسنا؛ تحقیقات نشان داد: نوشیدن قهوه می‌تواند از بروز اسپاسم (گرفتگی عضلانی) پلك كه ممكن است منجر به نابینایی شود، پیشگیری كند.

در این پژوهش محققان ایتالیایی عادات ۱۶۶ بیمار مبتلا به اسپاسم پلك یا

blepharo spasm  را در زمینه نوشیدن قهوه و كشیدن سیگار مورد مطالعه و بررسی قرار دادند.

مبتلایان به این عارضه چشمی دچار تیك‌های غیرارادی و غیر قابل كنترل پلك می‌شوند كه در موارد شدید این افراد بینایی خود را از دست خواهند داد.

این تیم از محققان با بررسی نتایج پژوهش اخیر دریافتند كه نوشیدن یك یا دو فنجان قهوه در روز می‌تواند خطر ابتلا به این عارضه را كاهش دهد.

شرح این پژوهش در مجله «نورولوژی،‌ نوروسرجری و سایكیاتری» به چاپ رسیده است.

این عارضه نوعی اختلال نورولوژیكی است كه در آن انقباض‌های مداوم و غیرارادی ماهیچه پلك صورت می‌گیرد. نخستین علایم این عارضه شامل تحریك پذیری چشم،‌ ناراحتی چشم، حساسیت به نور و افزایش پلك زدن است.

گفتنی است كه كشیدن سیگار تاثیر مطلوبی در بهبود این ناراحتی ندارد

 

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 ورزشی ......
اینم از شاهکارهای علی دائی

 

وي در ادامه خاطرات خود مدعي شده، در بازجويي‌هاي خود در ايران اعتراف كرده است كه تاكنون با 67 مرد رابطه داشته، اما اين اظهارات تحت فشار بوده است!

«كامليا انتخابي فرد»، خبرنگار روزنامه‌هاي «همشهري»، «زن» و «آفتاب‌گردون» با انتشار كتاب خاطرات خود كه به صورت مسلسل‌وار در يك روزنامه كويتي نيز منتشر مي‌شود، مدعي ارتباط عشقي ميان خود و علي دايي در هشت سال پيش شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين روزنامه‌نگار كه چند سالي است با خروج از كشور در آمريكا اقامت دارد، با ادعاي اين‌كه با درخواست علي دايي از ايران به آلمان مهاجرت كرده بود، در خاطرات خود نوشته است: در خانه علي دايي در آلمان به كلفت و معشوقه وي تبديل شده بود.

وي در ادامه خاطرات خود مدعي شده، در بازجويي‌هاي خود در ايران اعتراف كرده است كه تاكنون با 67 مرد رابطه داشته، اما اين اظهارات تحت فشار بوده است!

اين روزنامه‌نگار سابق كه مدتي براي راديو فردا نيز فعاليت مي‌كرد، درباره نحوه جدا شدن خود از علي دايي ادعا كرده است: «من و او [علي دايي] براي همديگر مناسب نبوديم، زيرا او از من انتظار داشت فقط در خانه‌داري شركت كنم و ضمن اين‌كه اصلا از ازدواج و نامزدي حرفي نمي‌زد. از من مي‌خواست به كار روزنامه‌نگاري برنگردم كه معلوم بود قصد داشت مرا از جهاني كه داشتم، به عامل شست‌و شوي لباس‌هاي ورزشي‌اش و منشي خودش تبديل كند و يا حتي از اين‌كه نمي‌توانم با غذاي خوب از او پذيرايي كنم، گله مي‌كرد. به هنگام مشاهده اين وضعيت از وي درخواست كردم كه به ايران بازگردم و او نيز موافقت كرد و در ايستگاه قطار به من بسته پولي داد، اما من قبول نكردم و به تهران بازگشتم».

گفتني است، انتشار سريالي خاطرات عجيب و غريب انتخابی فرعليه شناخته‌شده‌ترين ورزشكار ايران ، تنها يك نمونه از اقدامات تخريبي گسترده مطبوعات كويتي در تخریب ایران است كه تاکنون با بی تفاوتی دستگاه ديپلماسي كشورمان همراه شده است.
 
 
 

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 بیوگـــــــــــــــــــــــرافی
بیوگرافی از خواننده  محبوب و خوش صدای ایرانی معین

 

 

 

 

۱. زندگی نامه معین


معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.

 


۲. زندگی حرفه ای


معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا ۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب  فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک  دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.


شایعات


اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نا بینا میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی استفاده میکند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد.
رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که معین هیچ نسبتی با امید ندارد(معین
۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲
فوت کرده). ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع
درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد. وی از مشروب متنفر است زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.

 

 

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 حوادث
اینم یه خبر جالب بود که داشتم می خوندم گفتم شما هم بخونین بد نیست

 

 

چهار پنجم زنان شوهر کش خانه دارند
 

همين چند سال پيش همسرکشي جرمي مردانه بود و زنان فقط، قربانيان اين خشونت خانوادگي بودند. اما بر اساس آخرين بررسي ها، علاوه بر اينکه همسر کشي در صدر جنايات خانوادگي قرار گرفته است، درصد قابل توجهي از متهمان، زناني هستند که مبادرت به قتل شوهران شان کرده اند.

طبق نتايج «بررسي همسرکشي در 15 استان کشور»، 66 درصد زناني که مرتکب قتل همسرشان شده اند و در اين امر مشارکت يا معاونت داشتند، اظهار کرده اند در دوران زندگي مشترک بارها مشاجره و قهر و آشتي داشته اند و 58 درصد زنان با وجود اينکه قصد متارکه داشتند، به دلايلي از جمله مخالفت شوهر، والدين، وجود فرزندان و نياز مالي، زندگي را تحمل کرده و در نهايت صبر و تحمل شان به سر آمده و چاره يي جز کشتن و از بين بردن همسر خود نيافته اند. دکتر محمد علي نجفي توانا، جرم شناس مي گويد؛«نخستين عامل شوهر کشي، خشونت مرد عليه همسرش است. زني که خود را قرباني خشونت مدام همسر مي بيند و پس از گذشت چند سال همسرش رويه خود را عوض نمي کند به تدريج او را به عنوان فردي ظالم و شکنجه گر تلقي کرده و آرزوي مرگش را مي کند. در حقيقت در بسياري از موارد قتل شوهر خشونتي در پاسخ به خشونت همسر است.»

داده هاي آماري تحقيق در 15 استان کشور نيز تحليل دکتر نجفي توانا را تاييد مي کنند. بر اساس اين آمار در حالي که مردان در 100 درصد موارد شخصاً مرتکب قتل شده اند، زنان به ندرت خود مرتکب قتل شده و بيشتر تحت تاثير وسوسه هاي خود، «شخص ثالث»را که اغلب از جنس مردان هستند به ارتکاب جنايت تشويق و هدايت مي کنند به گونه يي که 33 درصد زنان مباشرت در قتل همسر خود داشته اند، 22 درصد آنها مشارکت و 28درصد آنها هم معاونت داشته اند.

با اينکه کمک گرفتن از يک مرد ديگر براي به قتل رساندن شوهر، اين فرضيه را که بيشتر زنان شوهرکش، زنان خائني هستند که مي خواهند همسران شان را از سر راه بردارند تقويت مي کند، «منصور ياورزاده» وکيل دادگستري معتقد است؛ «اين مساله عموميت ندارد، چون در برخي موارد هم زناني که اقدام به قتل شوهران خود مي کنند به دليل ضعف فيزيکي از فردي کمک مي گيرند که اين فرد مي تواند برادر، پدر و در برخي موارد هم مرد غريبه يي باشد ولي در هر حال قتل مردان به دست زنان، معمولاً به دليل خيانت شوهران صورت مي گيرد.»

براساس پژوهشي که در 15 استان کشور انجام شده، نيز «خيانت مرد» عامل 67درصد شوهرکشي ها بوده است، چنانکه به گفته دکتر نجفي توانا؛ «ازدواج دائم يا موقت همسر براي برخي از زنان غيرقابل تصور است. اين دسته از افراد شوهر را انحصاراً براي خود مي خواهند و علاقه ندارند زندگي و عشق خود را با زن ديگري تقسيم کنند. بنابراين بعد از اقدام شوهر در ازدواج دائم يا موقت چهره دوست داشتني شوهر براي زن تبديل به يک چهره خيانتکار و بي وفا مي شود. در اين وضعيت زن براي انتقام از شوهر خود در جست و جوي يافتن مرد ديگري بر مي آيد که در وضعيت بحراني، زن از اين فرد براي قتل همسرش کمک و همکاري مي گيرد.»

با اين حال نمي توان تاثير وجود روابط نامشروع زن با يک مرد ديگر را در برخي از شوهرکشي ها ناديده گرفت، همانطور که خيانت مرد يکي از انگيزه هاي شوهرکشي است، خيانت زن و تمايل به از سر راه برداشتن شوهر هم همواره به عنوان يکي از انگيزه هاي اينگونه قتل ها مطرح بوده است.

با همه اينها اولين سوالي که در رابطه با زنان شوهرکش مطرح مي شود اين است که چرا طلاق نگرفتند؟ پاسخ به اين سوال البته چندان دشوار نيست. بر اساس قوانين ايران طلاق جزء اختيارات مرد است و در صورتي که زن متقاضي جدايي باشد، بايد روند طولاني و طاقت فرساي چند ساله يي را طي کند و در نهايت با بخشيدن تمامي حقوق مادي و از دست دادن فرزندانش به زندگي مشترک پايان دهد. در بسياري از مواقع نيز اين روند به قدري طولاني مي شود و گاه چند باره و چند باره تکرار مي شود که جدايي و طلاق به يک روياي دست نيافتني تبديل مي شود و از آنجا که بر پايه پژوهش ها چهار پنجم زنان شوهر کش خانه دار بوده و از استقلال مالي برخوردار نبوده اند، فرضيه زندگي مستقل و جداگانه نيز به خودي خود منتفي است اگر اين موضوع را در کنار آمار بالاي خشونت عليه زنان، قرار دهيم و به خاطر داشته باشيم بر اساس تحقيقي که در اسفند ماه سال گذشته در شهر تهران انجام شد؛ ¹/87 درصد زنان از همسرآزاري رواني و ¹/47 درصد از همسرآزاري جسمي رنج مي برند، درک دلايل اين زنان براي قتل شوهران شان به عنوان تنها راه ممکن آسان تر مي شود. ا ين واکنش زنان در برابر خشونت ها، نابرابري ها، ازدواج هاي اجباري و خيانت مرد، با اينکه به هيچ وجه قابل دفاع و توجيه نيست اما به گفته عبدالصمد خرمشاهي که وکالت بسياري از اين زنان را برعهده داشته، طغياني است در برابر همه فشارهايي که به آنها اعمال مي شود؛ طغياني که گاه زن را در معرض خودسوزي و خودکشي قرار مي دهد و گاه منجر به قتل همسري مي شود که ادامه زندگي با او برايش ممکن نيست و در هر دو صورت اين زن است که پس از به پايان رسيدن آستانه تحمل و اعمال واکنش خشونت آميز بايد تاوان اين طغيان را بدهد؛ تاواني که گاه جان زن را مي گيرد و گاه سال ها او را مهمان سلول هاي تنگ و تاريک زندان مي کند

 

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 فکر نمی کنم حالا حالاها از شر پیکان راحت بشیم
فکر  نمی کنم حالا حالاها از شر پیکان راحت بشیم 

 

 

کشورهاي آفريقايي خواهان پيکان ايراني

 

علاوه بر سودان، يک کشور آفريقايي ديگر نيز متقاضي راه اندازي خط توليد پيکان ايراني شده است. مديرعامل گروه صنعتي ايران خودرو با اشاره به تقاضاي کشورهاي آفريقايي براي راه اندازي خط توليد اين خودرو گفت؛ راه اندازي خط توليد پيکان در سودان نهايي شده و تنها موضوع باقيمانده وامي است که بايد از سوي بانک توسعه صادرات به اين پروژه اختصاص يابد. منوچهر منطقي افزود؛ اين موضوع در کشورهاي هدف يک توقف 12 تا 18 ماهه را شامل مي شود که در صورت عدم پشيماني طرف مقابل اين امر ادامه مي يابد. وي تصريح کرد؛ مشکل اصلي در تامين منابع است. مديرعامل گروه صنعتي ايران خودرو با امتناع از فاش کردن نام کشور دوم متقاضي پيکان، گفت؛ به جز سودان، با يک کشور آفريقايي ديگر نيز در حال مذاکره هستيم تا بتوانيم پيکان را به عنوان خودرويي ساخت ايران، در بازارهاي اين کشور عرضه کنيم

 

 

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 بیوگـــــــــــــــــــرافی
بیوگرافی یه هنرپیشه زن خارجی

 

 

نام اصلی : کیت الیزابت وینسلت
 
لقب : رز انگلیسی
تاریخ تولد : 5 اکتبر 1975
محل تولد : لندن ، انگلستان
نامزد اسکار : تایتانیک (1998)
شغل : هنرپیشه سینما ، مدل

کیت وینسلت در پنجم اکتبر1975 در لندن به دنیا آمد . در سن 11 سالگی اولین نقش نمایش خود را در پفکهای شکری تبلیغ نوعی غذای کودک تجربه کرد . او اجرا در مدرسه هنر را ادامه داد و در پی آن نقش هایی در نمایش درام تلویزیونی چروک (1988) ، مجموعه های تلویزیونی تصادف (1989) ، فصل تاریک (1991) ، برگشتن (1992) و رفتارهای انگلوساکسون (1993) بازی کرد . کیت وینسلت به همراه لئوناردو دیکاپریو دو کشف یزرگ فیلم عظیم تایتانیک بودند و از آن هنگام تا به حال شهرت خود را مدیون تایتانیک و جیمز کامرون هستند . کیت وینسلت در نوامبر سال 1998 با جیم تراپتس - دستیار دوم فیلم ( عوضی بدقیافه ) که قبل ار تایتانیک ساخته شده بود ازدواج کرد .

kate winslet بازیگر محبوب و دوست داشتنی هالیوود مشهورترین اکتور زن خارجی در ایران است . مردم ایران ایران kate را با بازی در فیلم محبوب titanic می شناسند . پخس گسترده این فیلم و استقبال بی ثابقه ایرانیان باعث شد kate winslet شناخته شده ترین اکتور زن خارجی در ایران حداقل در سالهای بعد از انقلاب باشد به طوری که در کوچکترین شهرهای ایران هم رز (نام kate در فیلم تایتانیک) را می شناسند.

البته این بدان معنی نیست که این فیلم تنها در ایران محبوب باشد titanic غوغایی در دنیا به پا کرد و باعث محبوبیت فراوان kate winslet و leonardo dicaprio بازیگران اصلی این فیلم شد . اما گسترش این فیلم در ایران به این شکل کاملا بی سابقه بود .

kate winslet در 5 اکتبر 1975 پا به جهان گذاشت . فراگیری سریع روخوانی انگلیسی در کودکی باعث شد تا او با تئاتر از زمان کودکی آشنا شود . kate از سن 11 سالگی تحصیل در رشته نمایش (تئاتر) را آغاز کرد . اولین کار حرفه ای او در همین سال در تلویزیون انگلیس به نمایش در آمد . او سپس به دبیرستان هنر های بازیگری رفت و با عزم و اراده به سوی بازیگر حرفه ای شدن گام برداشت . بعد از فارغ التحصیلی در سال 1991 او ورود به دنیای بازیگری حرفه را آغاز کرد . اولین کار جدی او حضور موفقش در فیلم Heavenly creatures در سال 1994 بود . کارگردان این فیلم peter jakson و بازیگر نقش اول آن melanie lynskey بود . وی سپس در فیلم های A kid in king arthur's court , jude و Hamlet ایفای نفش کرد . در تمامی این فیلم ها جز jude ایفاگر نقش های دوم به بعد بود .

ولی حادثه فراموش نشدنی زندگی kate بازی در فیلم پر خرج پر جایزه و پر طرفدار titanic بود . تایتانیک به کارگردانی james cameron و بازی leonardo dicaprio انقلابی در فستیوالها به پا کرد و تمامی جوایز را یکجا درو کرد . بعد از تایتانیک kate در فیلمهای بسیاری ایفای نقش کرد که از کارهای موفق وی باید یه Hideous Kinky , Murdoch ,The Life of Dvied Gale , J.M Barrie's Neverland اشاره کرد.

kate همچنین دوبلوری دو کارتون به نامهای( Faeries2000) و Christmas Carol : The Movie را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده است.

با نگاهی به زندگینامه وی تفاوت حرفه ای بودن سینما در دنیا و کاملا آماتور بودن آن در ابران مشهود است . البته تفاوت سرسام آور درآمدها و هزینه ها در غرب و شرق را هرگز نباید فراوش کرد

 

بخشی از فیلم شناسی کیت به شرخ زیر است :

 

1991 : Dark Season

1994: Heavenly Creatures

1995 : Sense and Sensibility

1995 : A Kid in King Arthur's Court

1996 : Jude

1997 : Titanic

1998 : Hideous Konky

 

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 چند خبر از سینمای جهان

جیمز کامرون یک بازی ویدیویی می سازد

 

 

جيمز كامرون" خالق فيلم "تايتانيك" بازي ويدئويي "تجسم" (Avatar) را براي شركت رايانه‌اي "يوبي سافت" (Ubisoft) مي‌سازد.
"تجسم" ‌يك بازي علمي تخيلي است كه براساس "اساطير" هندي طراحي و آماده ساخت مي‌شود.

جيمز كامرون از سال 1997 كه با ساخت فيلم "تايتانيك" و فروش يك ميليارد و 800 ميليون دلاري رتبه نخست پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينما را كسب كرد، تاكنون هيچ فيلم داستاني مطرحي نساخته است.

بر اساس اعلام مسوولان شركت "يوبي سافت" اين بازي ويديويي به مخاطبان خود اجازه مي‌دهد، تا دنيا را از زاويه‌اي متفاوت مشاهده كنند.

همچنين مسوولين اين شركت قرار است، مذاكراتي با "پيتر جكسون" درباره ساخت يك بازي بر اساس فيلم مشهور و پرفروش اين فيلمساز يعني "كينك كونگ" انجام گيرد.

بازي "تجسم" با تهيه كنندگي "جان لاندايو" ساخته مي‌شود و قرار است بخشي از اين بازي امكان ارايه به شكل آنلاين به مخاطبان اينترنتي داشته باشد.

به گفته تهيه كننده اين اثر انجام و ساخت بخش‌هايي از تري دي و جلوه‌هاي ويژه "تجسم" توسط پيتر جكسون آماده خواهد شد.

 

*************************************

 

جايزه سينماگران آمريكايي برای ‌جوليا رابرتز

 

"جوليا رابرتز" بازيگر آثاري چون "پرونده پليكان" و "ناتينگ هيل" جايزه بهترين سينماگران امريكايي را از بيست و دومين دوره اين مراسم را دريافت مي‌كند.
مراسم بزرگداشت اين بازيگر سينما و تئاتر 12 اكتبر (20 مهر) در (Beverly) هيلتون برگزار مي‌شود.
به گزارش رويترز اين مراسم به شكل غيرانتفاعي توسط برخي از اعضاي مراسم اسكار برپا مي‌شود و از سال 1986 براي تقدير از فعاليت كارگردان، نويسندگان سينمايي و بازيگران برگزار مي‌گردد.
از برگزيدگان دوره‌هاي قبل اين مراسم مي‌توان به استيون اسپيلبرگ، مارتين اسكورسيزي، تام كروز و نيكول كيدمن اشاره كرد.
جوليا رابرتز تاكنون با حضور در آثاري چون "فولاد مگنوليا" و "زن زيبا" نامزد دريافت جايزه اسكار بوده و در سال 2001 به خاطر نقش آفريني در فيلم "ارين براكوويچ" موفق به دريافت اين جايزه شده است. جوليارابرتز در سال 2005 لقب پردرآمدترين بازيگر زن هاليوود را به خود اختصاص داد. وي متولد اكتبر 1967 است و از بازي‌هاي اخير او مي‌توان به "11 يار اوشن" و "اعترافات يك ذهن خطرناك" نام برد.
 

 

  

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/05/11  |
 مــــــــــــادرم دوســــــــــتت دارم


مهري مهرنيا در آسايشگاه سالمندان دلتنگ است


ايسنا-مهري مهرنيا مي‌گويد: «هيچ‌كس سراغمون نمي‌ياد و نمي‌پرسند زنده‌ايم يا مرده‌.»

اين بازيگر پيشكسوت سينما و تئاتر ايران كه به گفته‌ي خودش از يك ماه گذشته در آسايشگاه سالمندان به‌سر مي‌برد، در ديدار گروه هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ كه به مناسبت «روز مادر» انجام شد، گلايه‌مند بود از اين‌كه به او گفته‌اند، براي ده، بيست روز به آن‌جا مي‌بريمت تا حوصله‌ات سر نرود. اما مي‌گويد: آمديم و ديگر ماندگار شديم.

او از خانواده‌اش، همسر و فرزندانش كه درگذشته‌اند، ياد مي‌كند و تنها از برادرزاده‌اي كه او به هم به دنبال زندگي ‌خودش است، نام برد.

اين بازيگر پيشكسوت از خانه‌اش هم ياد مي‌كند: «هيچ‌جا خونه‌ي خود آدم نمي‌شه؛ اما به من گفتن براي خرج مريضي، اونو فروختن.»

مهرنيا گلايه‌مند است از اين‌كه هيچ يك از بازيگران و مسؤولين سراغي از او نمي‌گيرند و ادامه مي‌دهد: تا سر پايي و مي‌تواني كاري انجام بدهي، همه مريدت هستند و همه تو را مي‌خواهند، اما وقتي از دست و پا افتادي، ديگر هيچ‌كس نگاهت هم نمي‌كند.

وي كه سابقه بازي در بيش از 60 فيلم و گرفتن سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم براي بازي در فيلم «تنوره ديو» از چهارمين جشنواره فيلم فجر را دارد، مي‌گويد: خيلي وقت‌ها دلم تنگ شده كارهايم را ببينم و يا حتي كارهاي ديگران را؛ اما نمي‌شود و حتي آخرين فيلم خودم «ازدواج به سبك ايراني» را هم فقط اوايلش را ديدم.

او ادامه مي‌دهد: ‌وقتي الان كسي نيست كه حالم را بپرسد، چرا بايد از گذشته‌ام راضي باشم؟!

مهرنيا در ادامه سخنانش از پرسنل آسايشگاه و همچنين نوجواني به نام "سامان" به‌خاطر رسيدگي به او تشكر مي‌كند.

به گزارش ايسنا، آبان ماه سال 85 بود كه گروه تئاتر نمايش «دنياي زنها»، جشن تولد 90سالگي او را گرفتند. اما مي‌گويد: در شناسنامه 1306 خورده است؛ اما كمتر هستم. وقتي بچه بودم، مي‌خواستند عقدم كنند و من قبول نمي‌كردم. مرا به دفتر ثبت اسناد بردند و سنم را زياد كردند.

مهرنيا گله‌مند است از بازيگري كه از مسؤولان آسايشگاه خواسته تا مراجعه‌كننده‌ها براي ديدار او نامه‌ داشته باشد و تاكيد مي‌كند: كدامتان سراغ ما آمديد، كه حالا دستور هم مي‌دهيد؟!

از جمله آثار مهري مهرنيا مي‌توان به «خشت و آينه»، «آرامش در حضور ديگران»، «شازده احتجاب»، «هيولاي درون»، «اتوبوس»، «دزد و نويسنده»، «جهيزيه براي رباب»، «خارج از محدوده»، «تنوره ديو»، «مسافران مهتاب»، «روز باشكوه»، «زمان از دست رفته»، «دمرل»، «روسري آبي»، «كلاه قرمزي و پسر خاله» و «ازدواج به سبك ايراني» اشاره كرد.
|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در پنجشنبه 1386/04/14  |
 زندگی با عشق

 زندگي بدون عشق را به چه چيزي مي توان تشبيه كرد

زندگي بدون عشق

 مانند درخت بدون شكوفه و ميوه مي ماند .

 زندگي بدون عشق زندگي نيست ....

 زندگي چيست ؟

عشق ورزيدن!و........؟

زندگي ماجرايي است پر هيجان ما در زندگي خود نشانه ها يي مي بينيم

حاكي از حضور خداوند در درون و بيرون ما .

 اگر چشم دل را باز كنيم مي توانيم اين نشانه ها را ببينيم و بخوانيم .

دنياي ما سرشار از معناست .

هر آنچه كه در درون و بيرون ما اتفاق مي افتد نامه اي است از عالم بالا كه بايد آن را باز كنيم و بخوانيم .ا

ين نامه ها را خداوند براي همه ما مي فرستد او از زبان همه چيز و همه كس و همه حادثه ها با ما سخن مي گويد. 

  عشق چيست ؟   عشق رايحه شناخت خويشتن خويش است .

وقتي لبريز مي شوي از حقيقت خود- كه همان خداست – آن گاه سهيم مي شوي خود را با ديگران

وقتي مي فهمي كه از هستي جدا نيستي .آ

نگاه عاشق مي شوي .

عشق ميوه تجربه وحدت عارفانه خود با همه چيز و همه كس است .

عشق رابطه نيست بلكه برترين مرتبه وجود است .

 بعضي ها به غلط گمان مي كنند كه نقطه مقابل عشق نفرت است .

نقطه مقابل عشق نفرت نيست بلكه ترس است .

نفرت عشق وارونه است .

 وقتي خود را نمي شناسي

 از همه مي ترسي در عشق تمام پنجره هاي وجودت را به روي بي كران باز مي كني .

اما وقتي مي ترسي همه ي پنجره هاي وجودت را مي بندي

 وبه آن ها قفل آهني بي اعتمادي مي زني .

وقتي مي ترسي تنها مي شوي وقتي عشق مي ورزي محو مي شوي ديگر نيستي تا احساس تنهايي كني

عشق مرزهاي تو را مي ريزد وتو را با آدم ها پرنده ها آب ها گياه و خورشيد و ماه و ستاره يگانه مي كند .

 عشق افتادن قطره به درياست قطره تويي و دريا خداست .

ما چنان آفريده شده ايم كه فقط مي توانيم به عشق زنده باشيم .

بدون عشق مردگي مي كنيم .نه زندگي .

اگر نتوانيم عشق بورزيم از زندگي نيز محروم خواهيم شد .

 آنگاه آني نخواهيم بود كه مي توانيم باشيم .

 اگر عشق نورزيم جاري وجودمان به مرداب ملال مي ريزد .

مي گنديم و مي پوسيم و مي ميريم .

از مرگ نمي ترسيد ؟  

 اگر مرگ وجود مي داشت شايد از او مي ترسيدم

بسياري از آدم هايي كه از مرگ مي ترسند خبر ندارند كه هم اكنون مرده اند .

 زيرا عشق نمي ورزند .

 عشق است كه زنده مي كند .

 عشق كيمياست .

ضيافت پر شكوه زندگي هرگز به پايان نمي رسد .اين ضيافت هميشه برپاست .

بازيگران زندگي مي آيند و مي روند اما نمايش زندگي به پايان نمي رسد

عشق تداوم مي يايد خنده تداوم مي يايد زندگي تداوم مي يابد

اگر به كيميايي عشق برسيم و ققنوس وار بر خاكستر مرگ خويش با ل و پر بزنيم بي ترديد حيات جاويدانه پيدا مي كنيم .

 پيش از آن كه مرگ به ما برسد ما بايد به عشق رسيده باشيم

 وقتي مرگ مي آيد بايد ما را عاشق و دست افشان و تراوند خوان مي بينند

 بايد مرگ را شگفت زده كنيم مرگ نبايد ما را بميراند.

 اگر بميريد دلتان بيشتر براي چه كسي تنگ مي شود؟  

 براي زمين .

زمين ما كه در كاينات بزرگ تر از ذره اي غبار نيست .

 خوشبخت ترين سياره عالم است .

بر روي اين ذره ي غبار حيات شكفته است زمين ما زنده است و نفس مي كشد.گ

وش بده پرنده ها مي خوانند نگاه كن درخت ها غرق شكوفه و ميوه اند

 آدم ها را ببين عشق ها را خنده ها را گريه ها را .

 آيا صداي آواز محزون آن عاشق تنها را نمي شنوي ؟ دختركي در باد مي رقصد

آيا او را نمي بيني ؟

 خوشا به حال زمين كه زنده است !

 خوشا به حال همه ي درخت ها !!

خوشا به حال باران !!

 خوشا به حال خورشيد وماه و ستاره ها !!!

 خوشا به حال شب !!

 خوشا به حال روز !!

خوشا به حال عشق !!

 خوشا به حال ما !!

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در چهارشنبه 1386/04/13  |
 طنز بوسیدن

طنز هفته

ماچ يا بوسه، مساله اين است!!

 

البته بوسيدن و مهمتر از آن بوسيده شدن(!) از اهم امور است، اما خود اين عمليات خطير، پستي بلندي ها و درگيري ها و

 مسايل و مشكلات و هزينه هايي(!) در پي دارد كه نگو و نپرس!. در هر حال گاهي اين بوسيدن، جوگير

 ميشود. گاهي هم دردسر مي شود، و گاهي هم نمي شود (فبها!). اما گاهي:

 

  • گاهي خطرناك هست (شتتتررررق!)

 

  • گاهي اصلاً دلت نمي خواهد (ايييييي!!)

 

  • گاهي قدت نمي رسد!

 

  • گاهي قدش نمي رسد!

 

  • گاهي هردو هم قد هستيم، ولي دماغش نمي گذارد!

 

  • گاهي گران است

 

گاهي به جون خودم نمي صرفه، انگار نرخ بازار دستت نيست ها!

 

  • گاهي مگر خودت خواهر و مادر نداري!

 

  • گاهي آه اي عشق آتشين و ايضاً آسماني و مهتابي من، زودباش تا كسي نيومده!

 

  • گاهي تاريك بود ببخشيد به خدا نديدم! (مثلاً، و مثلاً باور مي كند و خواهش مي كند و سرخ مي شود و كيف مي كند!)

 

  • گاهي چراغ سبز هست!

 

  • گاهي چراغ چند سال هست كه قرمز مانده!

 

  • گاهي پيف پيف!

 

  • گاهي ما خيلي اروپايي هستيم

 

  • گاهي مگه ما اروپايي نبوديم؟ عروسي چيه؟ به من چه كه داداشت بدن سازه؟!!

 

  • گاهي از دور با دست

 

  • گاهي از همان دور با لنگه كفش!

 

  • گاهي موقع خواب

 

  • گاهي با !sms

 

  • گاهي پول sms ووي ووي ووي!

 

  • گاهي كثافت ايكبيري عوضي (طرفين مي لبخندند!)

 

  • گاهي تلويزيون (آآآآآه اگر...شانس كه نداريم!)

 

  • گاهي خاك تو سر بي عرضه اش، اصلاً تو باغ نيست...!

 

  • گاهي رئيس جون قربونت برم!

 

  • گاهي مستخدم جون قربون تو هم برم!

 

  • گاهي قراره فردا مريض بشم، مامان اينا مي رن شمال!

 

  • و گاهي وقتي داري مي بوسي، چيزي كه خيلي مهمتر از بوسيدن و خر كردن و خر نشدن هست،‌ اينه كه داري كجا رو مي بوسي!

|+| نوشته شده توسط وایپر- سوگند در چهارشنبه 1386/04/13  |
 
 
بالا